نگاهِ آفتاب

نیکلســون در صدد بود که نســخه‌ای کامل همانند نســخه مادر مثنوی بازســازی کند، چــون فکر می‌کرد نســخه مادر گم شــده. نســخه‌های دیگری هم که بود، هرکدام مربوط به یــک دفتر از مثنوی بــود. یعنی در آن قدیمی‌ها خیلی کم بود نسخه‌ای که هر شــش دفتر مثنوی را داشته باشــد. نیکلسون می‌خواست نسخه مادر را داشته باشد که جامع هر شش دفتر اســت. او می‌خواســت از قدیم‌ترین و معتبرترین نسخه‌هایی که دفترهای مختلف را دارد، اســتفاده کند. ناگهان نســخه قونیه به دســتش رســید که فیلمش را هلموت ریتر به دستش رســانده بود. آن را که دید، حســرت و افســوس خورد که چرا از اول آن را در اختیار نداشته است. اگر از اول آن را در دست داشت، می‌توانست براساس آن مثنوی را تصحیح کند. وقتی شــما به بخش‌هایی نگاه می‌کنید که بدون اســتفاده از نســخه قونیــه تصحیح کرده و مقایســه‌اش می‌کنید با نســخه قونیــه، آن وقت اهمیت کار نیکلســون برایتان روشن می‌شــود و درمی‌یابید که این شخص بدون داشتن نســخه مادر، و فقط با استفاده از نســخه‌های ناقص دیگر، توانسته است نود و نه درصد به نســخه مادر نزدیک شود. این فوق‌العاده است. به همین دلیل متن مثنوی نیکلسون یکی از معتبرترین‌هاســت و حتی برای کسانی که بعد از او آمدند، اســاس کار قرار گرفته اســت. از این جهت اســت که می‌گوییم نیکلســون را نمی‌توان کنار گذاشــت یــا نادیده گرفت.

No Internet Connection