نگاهِ آفتاب

نی نردبان معناست؛ دیدار با استاد غلامحسین امیرخانی

نامش با خوشنویسی و انجمن خوشنویسان ایران گره خورده است. نشانِ درجه‌يك فرهنگ و هنر دو بار بر سینۀ او نشسته است. او «چهرۀ ماندگار هنرِ» این مرزوبوم است. چند سال پیش، فرانسه نشان «شوالیه فرهنگ و هنر» را به وی اهدا کرد و به‌‏تازگی، نام غلامحسین امیرخانی، به ­عنوان «گنجینۀ زنده بشری» در فهرست «نادره‌کاران میراث فرهنگی ناملموس» ثبت شد.

 

اگر به‏‌درستی، استاد فرشچیان را «حکیمِ نقش» و زنده‌‏یاد استاد شجریان را «حکیمِ نوا» نام نهند، به‏‌یقین و شایستگی استاد ما را باید «حکیمِ خط» نامید. «نگاه آفتاب» با همین ذهنیت، «دیدارِ» این شمارۀ خود را به حضور او آراسته است.

 

استاد امیرخانی: بی‌قراربودن مراتب دارد؛ یک بی‌قراری است که از تشنگی و‌ گرسنگی و ناامنی و موقعیت‌‏هایی از این ­دست، برمی‏‌خیزد و آدمی می‏‌کوشد از رهگذر عبور از این وضعیت‏‌ها به یک امنیت و قراری برسد. این بی‌‏قراری در مراتب عادی زندگی انسان‌‌‏ها جاری است. اما بی‌‏قراری آدم‏‌ها مراتب بالاتری هم دارد. گاهی انسان در جایگاهی قرار می ­گیرد که توفیقات مادی و عینی نمی‏‌تواند به او احساس آرامش دهد، به ­طوری که در هر گام احساس می ­کند تازه در قدم اول است و هر توفیق و هر جایگاه و هر پله‏‌ای، پلۀ بالاتری را پیشِ پای او می‏‌گشاید. مثل یک کوهنورد که در هر گامی به ­سوی قله، افق وسیع‏‌تری را می‏‌بیند، لذا طالب مقام بالاتر می‏‌شود و درنتیجه بی‏‌قرارتر می‏‌گردد. هرقدر که بالاتر می‌­رود دیدگاهش وسیع‌‏تر و طلب‏‌هایش بیشتر می‏‌شود و این تشنگی، همان بی‏‌قراری موردنظر مولاناست که خود او نیز می‏‌گوید:

 

بی‏نهایت حضرت است این بارگاه

صدر را بگذار صدر توست راه

 

این معنا، نزد کسانی چون مازلو در نظریۀ هرم نیازها، با عنوان سطح خودشکوفایی بیان شده است.

 

حالا این معنا را می‏‌توانیم در عالم خوشنویسی نیز تطبیق دهیم. در قدم اول، خوشنویس برای نوشتن یک کلمه باید بتواند ضبط نفس کند، یعنی بتواند امکانات وجودی خویش را به سر پنجه‌‏هایش منتقل سازد. این امر مستلزم تمرکز و ممارست بسیار است؛ تمرکزی که تمام توانایی‏‌های او را توسط سرپنجه به زبانۀ قلم منتقل نماید تا در سطحی دیگر زبانۀ قلم به وجود خود خوشنویس تبدیل شود و بتواند آن کلمه یا سطر یا قطعه را در اوج تعادل و زیبایی روی کاغذ متجلی سازد. این تعادل حاصل عبور از رنج و بی‌‏قراری اول و رسیدن به نقطۀ امنیت و رضایت است.

 354

خوشنویسی از نظر من یک نوع سلوک است که با نوعی طلب و رنج آغاز می‌شود. قدم ­به ­قدم با ممارست و تمرکز جلو می‏‌رود، خوشنویس نیروهای ناشناخته‏ و پراکندۀ وجودش را یک جا جمع می­‌کند و معطوف به هدف می‌­کند و هرچقدر جلوتر می‏‌رود، شوریدگی‌‏اش نیز بیشتر می‌‏شود و طالب سطح بالاتری می‏‌گردد.

 

متن کامل این دیدار را در شماره دوم نگاه آفتاب بخش دیدار بخوانید.

 

 2

 

 

 

No Internet Connection