نگاهِ آفتاب

از کوه دریا جوشید؛ گفت‌وگو با محمد استعلامی

بدیع‌الزمان فروزانفر ادیب، نویسنده، شاعر، پژوهشگر و مدرس دانشگاه بود و صاحب کتاب‌های متعدد و برخوردار از شیوه تدریسی که با گذشت نیم‌قرن از خواب ابدی‌اش در آن اردیبهشت آخر دهۀ 40 کماکان نزد دانشگاهیان حوزۀ زبان و ادبیات فارسی، صورت مثالی مدرسی یگانه است. در حوزۀ پژوهش او صاحب کتاب‌هایی در باب زندگی و آثار مولانا جلال‌الدین محمد بلخی است که به اعتبار آن یکی از مهم‌ترین مولوی‌پژوهان تاریخ زبان فارسی محسوب می‌شود.

 

بهنام ناصری درباره این‌ها و جنبه‌هایی دیگر از زندگی و آثار فروزانفر با دکتر محمد استعلامی گفت‌وگو کرده است. در ادامه می‌توانید این گفت‌وگو را بخوانید.

 

استعلامی: اگر همایی و فروزانفر، طالب تشنه‌کامی می‌یافتند، برای پاسخ دادن وقت آن‌ها محدود نبود و گاه از کوه دریا می‌جوشید. پاسخ‌هایی داشتند که در کتاب‌های مرجع نبود. در ذهن آن‌ها، انگار که آموخته‌ها زادوولد می‌کرد و دانستنی‌های تازه می‌آفرید. من جان کلام را در فرهنگ‌نامۀ تصوف و عرفان نوشته‌ام و در مجموعۀ حدیث غربت جان هم که تدوین تازۀ آن را فرهنگ معاصر در دست انتشار دارد، مقالاتی دارم که به این‌گونه داوران گفته‌ام: «خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق؟».

 

ناصری:اگر بخواهید قدری دربارۀ عبارتی چون «میراث فروزانفر برای جامعۀ علمی ایران» توضیح بدهید، چه خواهید گفت؟

 

استعلامی: میراث فروزانفر برای جامعۀ علمی ایران، پس از آثار خود او، همان استادان نسل دوم‌اند. صفا و خانلری و معین و کیا و خطیبی و زرین‌کوب و یوسفی و مرتضوی که آموخته‌های خود را از نسل اول به ما سپردند و اگر از من بپرسید که ما چه کردیم، سرم را پایین می‌اندازم و شرمنده‌ام که ما نسل سوم، جای نسل اول و دوم را پر نکرده‌ایم. کارهای ما کم نبوده است، اما گسترش دامنۀ آموزش عالی به تربیت شمار بیشتری از فرهیختگان خلاق نیاز داشته است و ما اگر هم کارهایی کرده‌ایم، کار ناکرده و برجای‌مانده بسیار است و به دانشگاه‌های امروز ما هم امیدی نیست که پاسخگوی این ژرفای نیازها باشد.

 

متن کامل این گفت‌وگو را در شمارۀ نخست نگاه آفتاب، بخش کارنامه بخوانید.

 

No Internet Connection